تتق تق
باز هم غریبه ای
میان خفتگان سرد و کور
باز هم شکسته ای
ای تجسم غرور؟
باز هم زنی گذشت
باز هم اهل قبور!!!
نیست!خاموش شده!
روشنی پرتو نور.
باز بن بست صدا
محو شد باز عبور!
( غریبه)