گاه نوشته های دختر یخی - گاه و بیگاه مینویسم... یادگار همه ی شبنم های یخ زده
خیلی دور!خیلی نزدیک!
1388/5/9 05:08

یادت میکنم
هر روز  شاید..
و دلم گاه و بیگاه تنگ میشود!
برای همه ی اصرارها و پافشاری های تو
و همه ی کوتاه امدنهای خودم!
دلتنگ میشوم..
برای همه ی واژه ها...
و برای انچه بودیم...
و حالا ...دیگر نیستیم...
روزگارت خوش!
دلتنگی هایم فزون
و اتصال ها قطع! 
 غریبه


نیمه شبه تنهایی